آناتومي سطحي اندام پاييني
(Surface Anatomy of the Lower Limb)
نشانه هاي استخواني اندام پاييني
استخوان Hip:
ستيغ ايلياک (Iliac crest): حد واسط بين كمر و باسن بوده، تمام طول آن در حاشيه پاييني دور كمر قابل لمس است. از جلو به خار جلويي بالايي ايلياك(Anterior superior iliac spine = ASIS) و از عقب به خار بالايي پشتي ايلياك (Posterior superior iliac spine = PSIS) منتهي مي گردد. اين ستيغ در مردان سخت تر و ناهموارتر و داراي خميدگي بيشتري به طرف داخل در انتهاي جلويي مي باشد اما در زنان بيشتر حالت عمودي دارد.
خار جلويي بالايي ايلياك (ASIS): انتهاي جلويي ستيغ ايلياک (Iliac crest) بوده و حدود آن در ناحيه 12 سانتي متري خط مياني بدن به راحتي قابل لمس مي باشد اين خار، Pubic tubercle و Symphiysis Pubis در يك سطح عمودي (Coronal plane) قرار مي گيرند. بعلاوه، ASIS هم سطح PSIS، مهره دوم خاجي (S2)، مفصل Sacroiliac و پايين ترين سطح فضاي زير عنكبوتيه (Subarachnoid space) مي باشد.
Tubercle of Iliac crest: برآمدگي كوتاه روي سطح خارجي Iliac crest و به فاصله 5 سانتي متر پشت ASIS لمس مي شود. اين برجستگي هم سطح با مهره پنجم كمري (L5) مي باشد.
بالاترين نقطه Iliac crest (Highest point of iliac crest): كمي عقب تر از نقطه مياني Iliac crest قرار دارد و درسطح فضاي بين زوايد خاري سومين و چهارمين مهره كمري (L3-L4) واقع شده است. به عنوان نشانه جهت پيدا كردن محل كشيدن مايع مغزي نخاعي (Lumbar puncture) مورد استفاده قرار مي گيرد.
خارپشتي بالايي ايلياك (PSIS): به راحتي قابل لمس نمي باشد ولي موقعيت آن را در4 سانتي متر خط وسط در زير فرورفتگي پوستي (Skin dimple) در قسمت پاييني پشت و بالاي باسن مي توان تعيين كرد كه هم سطح به مهره دوم خاجي (S2) و ASIS مي باشد. فرورفتگي پوستي مذكور نشانه خوبي براي كشيدن نمونه مغز استخوان (Bone marrow puncture) از ايليوم مي باشد كه بايد سوزن را حدود يك سانتي متر پايين تر از اين فرورفتگي وارد ايليوم كرد.
ارتفاق عانه (Symphysis pubis): در انتهاي پاييني شكم در خط وسط (در امتداد ناف) قرار گرفته است. با انگشتان دست ممكن است بتوان قسمت حاشيه مايل آن و بدنه استخوان Pubis را لمس كرد. كنار بالايي آن در مردان هم سطح با راس استخوان خاجي (Sacrum) و در زنان هم سطح با راس دنبالچه (Coccyx) مي باشد، زيرا استخوان خاجي در خانم ها كوتاه تر و پهن تر مي باشد.
ستيغ شرمگاهي (Pubic crest): كناره گرد و بالايي تنه استخوان Pubis بوده كه 2/5سانتي متر از Symphysis pubis به طرف خارج گسترش مي يابد. از روي آن در مردان بند بيضه (Spermatic cord) و در زنان رباط گرد رحمي (Round ligament)عبور مي كنند. اگر انگشتان خود را روي حاشيه بالايي Symphysis Pubic گذاشته و به طرف خارج بكشيد اين ستيغ لمس مي شود.
Pubic tubercle: برآمدگي ضخيمی است كه در انتهاي خارجي Pubic crest و فاصله 2/5 سانتي متر خارج كناره بالايي Symphysis pubic لمس مي شود. اين برجستگي در مرد به آساني در ناحيه پوست بيضه (Scrotum) لمس مي شود و در زن از طريق كناره خارجي Labia major قابل لمس مي باشد. اين برجستگي با حركت دادن انگشت در بالاي ناندون عضله Adductor longus نيز قابل لمس مي باشد.
Ischial tuberosity: در حالت ايستاده (Extension ران) توسط عضله Gluteus maximus پوشيده مي شود اما زماني كه مفصل ران خم شده (مثلاً در حالت نشستن) اين برجستگي از زير لبه پاييني عضله مذكور بيرون مي زند و قابل لمس مي گردد. اين برجستگي به فاصله 5 سانتي متر از خط وسط و 5 سانتي متر بالاي Gluteal fold قرار دارد.
نشانه هاي استخوان ران(Femur)
1) سر ران (Head of femur): اگر (ASIS) را به Symphysis pubis وصل كنيد و نقطه مياني آن در نظر بگيريد، سپس انگشت خود را در فاصله اي به اندازه پهناي يك شست زير آن نقطه قرار داده و محكم فشار دهيد، با چرخاندن اندام پاييني سر استخوان ران به صورت متحرك زير انگشت لمس مي شود.
2) Greater trochanter: برجستگي در سمت خارج قسمت بالايي ران كه خصوصاً در افراد لاغر در قسمت جلويي فرورفتگي زير ناحيه Gluteal به راحتي لمس مي شود. فرورفتگي مذكور در حالت ايستاده در زير قسمت مياني Iliac Crest قرار دارد. اين برجستگي ها، در مردان لاغر پهن ترين قسمت ناحيه لگن را تشكيل مي دهد. در خانم ها به علت وجود چربي، پهن ترين قسمت ناحيه مذكور كمي پايين تر واقع مي شود. اين مساله در مورد مردان عضلاني به علت توده عضلاني نيز حقيقت دارد.
راههاي لمس Greater trochanter:
الف) از Tubercle of Iliac creste : به انداره 5سانتي متر (به پهناي 4 انگشت) به سمت پايين بياييد تا به برجستگي استخوان مذكور برسيد.
ب) انگشت شست را روي بالاترين قسمت Iliac Crest گذاشته، دايره اي رسم كنيد، محل عبور انگشت مياني Greater trochanter را مشخص مي كند.
پ) ASIS را به Ischial Tuberosity وصل كنيد. محل تقاطع يک سوم پاييني و دوسوم بالايي خط مذكور مشخص كننده Greater trochanter خواهد بود.
ت) حدود 12 سانتي متر زير بالاترين قسمت Iliac Crest..
لازم به ذكر است كه اين برجستگي هنگام Abduction مفصل ران، بهترلمس مي گردد. وقتي فرد به پهلو، روي سطح تخت مي خوابد، ممكن است باعث ناراحتي شود. حد بالايي Greater trochanter هم سطح با مركز سر استخوان ران، كنار بالايي Pubis و راس Sacrum در مرد و يا راس Coccyx در زن مي باشد كه در حالت Abduction در سطح بالاتر از آنها قرار مي گيرد.
خطوط مهم اطراف استخوان لگن
الف) Chien’s Lines: چنانچه بالاترين نقطه Iliac Crest، Tubercle of iliac Crest، ASIS و Greater trochanter يك طرف بدن را به نقاط همنام طرف مقابل وصل كنيد، خطوطي بوجود مي آيند كه اين خطوط همه با هم بايد موازي باشند به اين خطوط Chien’s Line گويند.
در موقع كوتاهي يكي از اندام ها ممكن است اين خطوط با هم موازي نباشند. چنانچه خطوط بين ASIS و Greater trochanter موازي باشد، مشکل مربوط به سطح پايين تر از Greater trochanterc مي باشد. اگر فاصله بين ASIS تا قوزك داخلي (Medial malleolus) دو طرف با هم مساوي نباشد. يكي از اندام ها كوتاهتر است. جهت تعيين دقيق محل كوتاهي بايد در ناحيه بين Greater trochanter و ASIS، سپس ASIS تا Tibial tuberosity (لبه Tibia يا كنار داخلي Patella) و ازاينجا تا نوك قوزك داخلي اندازه گيري شود.
ب) Nelaton’s line: در وضعيت آناتوميكي خطي را رسم كنيد كه ASIS را با چرخشي از دور باسن به Ischial tuberosity برسد. اين خط از وسط کناره بالايي Greater trochanter و مركز حفره Acetabulum مي گذرد و از اهميت پزشكي برخوردار است.
پ) Schomaker’s line (خط شوماخر): خطي است كه از Greater trochanter به ASIS كشيده
مي شود . اگر اين خط را دو طرف سمت بالا ادامه بدهيد در بالاي ناف يكديگر را قطع مي كنند اگر امتداد اين دو خط در ناف يا زير ناف يكديگر را قطع كنند، نشان دهنده اشكالي در يكطرف لگن يا دو طرف آن مي باشد.
ت) Bryent’s triangle (مثلث برايان): در حالتي كه شخص روي تخت به صورت طاق باز (Supine) قرار گرفته، ابتدا ASIS را به Greater trochanter وصل كنيد. سپس خطي عمود از بالا به پايين و از ASIS رسم كنيد و در انتها بوسيله يك خط افقي Greater trochanter را به خط عمودي متصل كنيد. در ضايعاتی مثل دررفتگي مفصل ران، اين مثلث در مقايسه با مثلث طرف مقابل به هم خورده است و در نتيجه فرورفتگي مثلث كم مي شود.
3) Lesser trochanter: به راحتي Greater trochanter لمس نمي شود ولي وقتي شخص به حالت Prone خوابيده، با فشار شديد عمقي در بالاي قسمت مياني Gluteal fold در حالت چرخش به داخل و Extension ران به سختي قابل لمس مي باشد.
4) Condyles of femur: هنگامي كه زانو خم مي شود، حاشيه بالايي اين كنديل ها ممكن است به صورت يك ستيغ برجسته در طرفين كشكك (Patella) احساس شود. خصوصاً كنديل خارجي درسمت خارج Patella و در عمق آن قابل لمس مي باشد. در مركز هر كنديل يك برآمدگي لمس مي شود كه مربوط به Epicondyle مي باشد.
5) Adductor tubercle: ران را از خط مياني بدن دور کرده و به طرف خارج بچرخانيد سپس زانو را 90 درجه خم كنيد (ساق يك پا را روي ران يا روي زانوي ديگر بيندازيد). در اين حالت برجستگي مذكور را در پايين قسمت كنديل داخلي ران مي توان لمس كرد. تاندون عضله Adductor magnus را ممكن است بتوان تا برجستگي مذكور دنبال كرد.
استخوان كشكك (Patella)
وقتي زانو راست باشد و عضله چهارسر ران (Quadriceps femoris) شل باشد به راحتي مي توان كشكك را در جلوي زانو مشاهده و لمس كرد يا كنار پايين اش را مشاهده كرد و در جلوي زانو مي توان از يك سمت به سمت ديگر و كمي به طرف بالا و پايين حركت داد. كشكك در حالتExtension زانو حدود 2-2/5 سانتي متر با Tibial tuberosity و در حالتي كه زانو خم باشد(Flextion) حدود 5 سانتي متر فاصله دارد. در افراد لاغر كشكك واضح ترين ساختمان در زانو است و به صورت برآمدگي مسطح مي باشد. در افرادي كه بدني عضلاني دارند، عضله Vastus medialis قسمت بالايي لبه داخلي كشكك را مي پوشاند اما قسمت پاييني لبه داخلي و كل لبه خارجي آن واضح است. در افراد چاق كشكك در چربي هاي سطحي ناپديد شده اما در مركز هنوز به صورت زير پوستي قابل لمس است. برجستگي هاي استخواني ران، درسمت خارج كشكك و كشش Vastus medialis از دررفتگي آن به سمت خارج جلوگيري مي كند. ضمنا تاندون عضله چهارسر ران در بالاي Patella و Patellar Ligament در زير آن قابل لمس مي باشند.
نشانه های استخوانی درشت نی (Tibia)
1) Tibial tuberosity: در انتهاي بالايي كناره جلوTibia قرار دارد و در زانوي خم Patella، 5 سانتي متر و در زانوي راست 5/2-2 سانتي متر فاصله دارد. به قسمت پايين آن تاندون عضله چهار سر متصل مي شود و در قسمت بالاي آن يك Bursa بين تاندون و استخوان قرار مي گيرد. بين اين برجستگي استخواني و پوست نيز يك Bursa به نام Superficial Infra Patellar وجود دارد كه چنانچه اين Bursa دچار التهاب شود منجر به حالتي بنام Clergyman’s Knee يا Housemaid’s knee مي شود كه اين مي تواند به دنبال زانو زدن (Kneeling) بيش از حد باشد. در موقع زانو زدن، اين برجستگي استخواني روي زمين قرار مي گيرد. در بالاي Tbial tuberosityو به طرف Patellar ligament يك گودي وجود دارد كه در اين گودي فضاي مفصلي را مي توان در بالاي كناره تيز Tibial condyle لمس كرد.
2) Condyles of tibia: درست جلو و طرفين Patellar ligament بخصوص زماني كه مفصل زانو خم باشد لمس مي شوند. در خم كردن با مقاومت زانو، لبه جلويي اين كنديل ها در حفره اي كه Patellar ligament در آن واقع شده قابل لمس است. كنديل داخلي در پايين مفصل زانو قابل لمس مي باشد.
3) كناره جلويي Tibia: كناره جلويي تيز بوده و به راحتي در زير پوست از Tibinl tuberosity تا جلو قوزك داخلي لمس مي شود.
4) سطح داخلي Tibia: كاملاٌ زير پوستي بوده و از سطح Tibial tuberosity تا قوزك داخلي لمس مي شود.
5) قوزك داخلي (Medial malleolus): اگر سطح داخلي Tibia را به طرف پايين ادامه دهيد، به اين برجستگي مشخص و قابل لمس و مشاهده مي رسيد كه برزگ تر، جلوتر و بالاتر از قوزك خارجي است. ولي انتهاي پاييني آن نوك تيز نمي باشد.
نشانه هاي استخوان نازك ني (Fibula)
1) سر (Head): 3-2 سانتي متر زير سطح مفصل زانو و هم سطح قسمت بالايي Tibial tuberosity مي باشد و در قسمت پشتي خارجي زانو، به راحتي قابل لمس است. چنانچه ناندون عضله دو سر ران (Biceps femoris) را به سمت پايين تعقيب كنيد به سر اين استخوان مي رسيد.
2) گردن (Neck of fibula): پايين تر از سر لمس مي شود و بالغزاندن انگشت دور آن ممكن است بتوان عصب Common peroneal را لمس كرد.
3)Body of Fibula: فقط قسمت Distal آن زير جلدي و قابل لمس مي باشد و بقيه آن توسط عضلات پوشيده مي شود.
4) قوزك خارجي (Lateral malleolus): در سطح خارجی پا به صورت مشخص ديده مي شود و نسبت به قوزك داخلي، عقب تر و پايين تر قرار گرفته است. نوك آن تيز بوده و حدود 25/1 سانتي متر (نيم اينچ) پايين تر از قوزك داخلي مي باشد.
برجستگي هاي استخواني قابل لمس مچ پا و پا
1) Peroneal tubercle: بر روي سطح خارجي استخوان پاشنه (Calcaneus) و حدود 5/2 سانتي متر زير و كمي در جلو راس قوزك خارجي لمس مي گردد. با چرخاندن پا به سمت داخل (Inversion) مي توان تاندون هاي Peroneus longus and brevis را در بالا و پايين اين برجستگي لمس كرد.
2) Talus (قاب): جلوي قوزك خارجي كمي قبل از گردنش ممكن است لمس شود ولي اگرپا به سمت داخل چرخيده شود (Inversion)، سر تالوس به صورت برجستگي مشخصي روي سطح بالايي و خارجي پا و حدود 4-3 سانتي متر در جلو قوزك خارجي قابل لمس مي باشد. اما در وضعيت بينابينی پا (Midposition) توسط عضله Extensor digitorum brevis پوشيده مي شود. در سمت داخلي پا سر تالوس فضاي بين Sustentaculum tali و Tuberosity of navicular را اشغال مي كند و حتي اگر پا در حالت چرخش به خارج (Eversion) قرار گيرد، در زير قوزك داخلي لمس مي شود. اگر خطي بين قوزك داخلي و Tuberosity of navicular رسم كنيد، در وسط اين خط سر تالوس قرار مي گيرد. در مواردي كه كف پاي بيمار صاف باشد (Flat foot)، سر استخوان تالوس در طرف داخل برجسته مي شود.
3) Sustentaculum tali: حدود 5/2 سانتي متر زير راس قوزك داخلي ممكن است لمس شود. اين برجستگي ممكن است در همه افراد لمس نشود ولي از نظر تشريح اهميت داشته و محل اتصال رباط Spring مي باشد. مشكلات اين ناحيه مي تواند تا حدودي منجر به كف پاي صاف گردد.
4) استخوان پاشنه (Calcaneus): در افراد لاغر انتهاي پاييني استخوان پاشنه در سمت خارج قابل لمس مي باشد. سطح پاييني آن توسط Plantar aponeurosis و عضلات كف پا پوشيده شده و به راحتي لمس نمي شود.
5) Tuberosity of navicular: اين برجستگي را مي توان در حدود 5/2 سانتي متر در جلو قوزک داخلي در ميانه راه بين قسمت پشتي پاشنه پا و ريشه انگشت بزرگ پا (شست) لمس کرد. اين برجستگی حدود 5/2 سانتی متر در جلو Sustentaculum tali قرار دارد. با گرداندن پا به طرف داخل (Inversion) تاندون Tibialis posterior كه به آن مي چسبد را نيز ممكن است بتوان لمس كرد.
6) Cuboid (مکعبی): لمس آن مشكل است و ممكن است به صورت نامشخصي در پشت قاعده متاتارس پنجم قابل لمس باشد.
7) Medial cunieform (ميخی داخلی): به صورت نامشخص بين Tuberosity of navicular و قاعده اولين متاتارس لمس مي شود.
8) قاعده اولين متاتارس: در پشت پا قابل لمس است. اين برجستگي يك تكمه بزرگ (Large knob) در بعضي افراد ايجاد مي كند كه گاهي دچار فشردگي و ناراحتي در كفش مي شود.
9) سر متاتارس اول: باعث برجستگي درسمت داخل پا مي شود كه از آن به عنوان Ball of foot نام مي برند و درحالت راست بودن پا (Extension) و بخصوص در حالت افزايش زاويه شست (Hallux valgus) كاملا لمس مي شود. وقتي شست پا توسط دست حركت داده شود، استخوان هاي Sesamoid ممكن است در زير آن لمس گردد.
10) قاعده پنجمين متاتارس (Base of 5th metatars): داراي Tubercle مي باشد كه در قسمت مياني كناره خارجي پا ممكن است احساس شود و در بعضي اشخاص ممكن است كفش آنها را نيز بر آمده نمايد.
مفاصل اندام پاييني (Joints of the lower limb)
مفصل ران (Hip joint): از نقطه وسط بين ASIS و Symphysis pubis 5/3-5/2 سانتي متر به طرف پايين و خارج بكشيد، مركز مفصل ران بدست مي آيد و يا در حدود 2/1 سانتي متر زير نقطه مياني Inguinal ligament قرار مي گيرد.
مفصل زانو (Knee joint): در فضاي باريكي بين ران و درشت ني و در فرورفتگي هاي طرف داخلي و خارج كشكك (Patella) قابل لمس مي باشد. اين سطح حدود 3 سانتي متر بالاي Tibial tuberosity و 3-5/2 سانتي متر بالاتر از سر Fibula قرار مي گيرد.
1) Tibial collateral ligament: درست داخل مفصل زانو قابل لمس مي باشد. شلي (Laxity) اين رباط خيلي شايع است و ممكن است در صدمات (مثلاً در فوتبال) پاره شود. براي معاينه، پا را به طور مستقيم در دست گرفته و از فرد مي خواهيم عضلات كنترل كننده زانو را شل نمايد. با فشار به ناحيه زانو از خارج اين رباط تست مي شود بعضي افراد ممكن است داراي شلي مفصل باشند كه در اين موارد لازم است هر دو پا را با هم مقايسه كنيد.
2) (Fibular collateral ligament): اين رباط كوچكتر و لمس آن مشكلتر است. براي لمس آن مچ پا را روي زانوي محالف قرار دهيد. در اين حالت Iliotibial tract شل شده و لمس اين رباط آسانتر است.
3) منيسک ها (Meniscus): منيسک داخلي در كناره جلويي Tibial collateral ligament لمس مي شود. جهت بهتر لمس کردن آن بايد به طور Passive استخوان Tibia را به سمت داخل چرخاند. وقتي منيسک داخلي پاره شود، ناحيه داخل مفصل در لمس دردناك مي باشد. لمس منيسك خارجي مشكلتر مي باشد ولي وقتي كه زانوي بيمار خم باشد ممكن است لمس شود. به طور كلي منيسك ها درفاصله رباط Patellar و رباطهاي Collateral لمس مي شوند.
4) رباط هاي صليبي(Cruciate ligaments): اين رباط ها ثبات داخلي ناحيه زانو را ايجاد مي كند و از لغزش Femur روي Tibia به سمت جلو ممانعت مي كنند و خصوصاً هنگام پايين آمدن از كوه يا تپه اجازه نمي دهند كه Femur جلوتر از Tibia قرار گيرد. اين رباط ها در وضعيت Flextion و Extension کامل زانو كاملا سفت مي شوند و در وضعيت نيمه خم (Midflextion) زانو شل مي باشند و مي تواند تند پيچ بخورند. جهت تست رباط هاي صليبی زانو را حدود 90درجه خم كرده و كف پا را روي زمين ثابت كنيد. سپس انتهاي بالايي ساق را گرفته و با فشار به سمت جلو و عقب بلغزانيد. در صورت سالم بودن رباطها، حركت زانو نبايد بيش از چند ميلي متر باشد.
5) Knee angulation: در زنان لگن پهن تر از مردان است. در نتيجه سر استخوان هاي ران از هم بيشتر دور مي شوند ولي در زانو به هم مي رسند تا قسمت پاييني پا (ساق ها)، عمودي و موازي هم قرار گيرند. بنابراين زاويه كوچك در حالت عمودي بين ران و Tibia وجود دارد كه در زنان بيشتر است. اگر سستي رباط ها و عضلات بخصوص به علت آسيب ديدگي در سمت داخل و يا به علت اضافه وزن ايجاد شود، اين زاويه افزايش مي يابد و ايجاد حالتي به نام افزايش زاويه زانو(Genu valgus) مي كند. بنابراين، وقتي زانوها در تماس هستند. در زنان پاها از هم فاصله دارند و اگر سعي شود كه پاها با هم تماس داشته باشند زانوها به هم فشرده مي شوند يا حتي روي هم قرار مي گيرند(Overlap).
6) تزريق درون مفصل زانو: جهت تزريق دارو درون مفصل زانو بايد دارو را در خارج تاندون عضله چهارسر و بالاتر از Patella درون Suprapatellar bursa تزريق کرد.
مفصل مچ پا (Ankle joint): ابتدا دو قوزك داخلي و خارجي را لمس كنيد و نسبت به راس قوزك داخلي 5/1 سانتي متر و نسبت به راس قوزك خارجي 5/2 سانتي متر به طرف بالا بياييد. سپس از اين دو نقطه خطي رسم كنيد. اين خط مشخص كننده سطح مفصلي مچ پا مي باشد.
رباط هاي اين مفصل عبارتند از:
1) Anterior fibular ligament: با Inversion و Plantar flextion پا ممكن است قابل لمس گردد. اين رباط معمولاً در پيچ خوردگی هاي پا به طرف داخل (Inversion Sprain) گرفتار و حساس مي شود.
2) Posterior talofibular ligament: از راس قوزك داخلي به Sustentaculum tali وصل مي شود. با چرخاندن پا به طرف داخل اين رباط به صورت كشيده در مي آيد و قابل لمس مي گردد.
3) Calcaneo fibular ligament (Deltoid): لمس نمي شود ولي در پيچ خوردگيها گرفتار مي شود.
عضلات اندام پايينی (Muscles of the lower limb)
عضلات جلوی ران
خياطه (Sartorius): با خم كردن ران ، چرخاندن ران به خارج و خم كردن زانو مشخص مي شود جهت اين كاريک پا را روي پاي ديگر بيندازيد.
Tensor fascia lata: در حالتي كه بيمار به پهلو خوابيده و زانويش راست باشد، با ايجاد مقاومت در مقابل Flextion و Abduction مفصل ران مشخص مي شود. اين عضله و Sartorius با هم شكل عدد 8 قرار مي گيرند كه راس اين 8 را ASIS تشکيل مي دهد.
Iliotibial tract: در سمت خارج ران قرار دارد. اين نوار تقريباً در ناحيه اتصال پاييني آن به Tibia قابل مشاهده است. كنار پشتي اين نوار را نبايستي با تاندون عضله Biceps femoris اشتباه گرفت، زيرا تاندون عضله دو سر ران با كمي فاصله از پشت آن قرار مي گيرد.
Quadriceps femoris: توده حجيم جلوي ران بوده و 4 سر دارد كه فقط سه سر آن قابل لمس و مشاهده مي باشد:
1) Rectus femoris: در حالتي كه ران 90 درجه و زانو 30 درجه خم باشد، اگر مقاومتي دربرابر Flextion ران و Extension زانو انجام شود در فضاي 8 شكلي كه توسط دو عضله Sartorius و Tensor fascia lata ايجاده مي شود، قابل لمس مي باشد.
2) Vastus lateralis: با مقاومت در مقابل راست کردن زانو(Extension) در سمت خارج Rectus femoris لمس مي شود.
3) Vastus medialis: با مقاومت در مقابل (Extension) زانو، توده عضلاني آن در سمت داخلي Patella به راحتي ديده مي شود. اين قسمت به خاطرExtensor و نگهداري مفصل زانو جداگانه عصب مي گيرد. اگر اين عضله فلج شود، چون مسئول نگهداري(Stabilizing) مفصل زانو مي باشد، منجر به التهاب مفصل (Synovitis) زانو، در نتيجه كاهش حفاظت حتي در ورزش هاي سبكي مثل قدم زدن مي شود. اين عضله اولين قسمت عضله چهار سر است كه بعد از فلج دچار آتروفي شده و آخرين قسمتي است كه بعد از درمان فيزيوتراپي به حالت اول بر مي گردد.
Adductor longus: وقتي كه در مقابل Adduction ران مقاومت ايجاد شود، در محل اتصال بهPubic tubercle برجسته و قابل لمس مي شود.
Pectineus: به طور عمقي در داخل مثلث راني قرار مي گيرد و با اعمال مقاومت در برابر Flexion و Adduction ران تا حدودي در خارج تاندونAdductor longus لمس مي شود.
Gracillis: در صورتي كه فرد بخوابد و زانويش را 45 درجه خم كند، با مقاومت در مقابل Adduction ران و Flextion زانو، عضله سمت داخل ران و تاندونش در داخل عضله Semimembranosus ممكن است لمس شود.
Adductor magnus: داراي توده عضلاني است كه با اعمال مقاومت در مقابل Adduction ران در سمت داخل ران و پشت Adductor longus قابل لمس و مشاهده مي باشد ولي تاندون آن در محل چسبندگي به Adductor tubercle در فرورفتگي كه بين Vastus medialis و(ST) Semitendinosus قرار دارد و به صورت يك طناب سفت لمس مي گردد.
چنانچه عضلات Adductor ران قوي باشند، شلوار در سمت داخل ران دچار ساييدگي مي شود. و چنانچه عضلات مذكور فلج باشند، فرد گشاد گشاد راه مي رود.
عضلات ناحيه باسن
Gluteus maximus: در حالي كه فرد به شكم خوابيده يا ايجاد مقاومت در مقابل Hyperextension مفصل ران اين عضله مشخص مي شود. همچنين با فشردن باسن به هم اين عضله نيز مشخص مي شود. كنار بالايي آن از PSIS تا بلافاصله بالاي Greater trochanter و كنار پاييني آن از دنبالچه (Coccyx) تا محل اتصال يک سوم مياني و بالايي ران و به موازات كنار بالايي كشيده مي شود.
Gluteus medius: اين عضله به همراه Gluteus minimus قويترين Abductor مفصل ران مي باشند. در حالت ايستاده كمي پايين تر از Iliac crest و در سمت خارج برآمدگي مربوط به عضله Gluteus maximus يك فرورفتگي بنامGluteal depression ديده مي شود. چنانچه در مقابلAbduction مفصل ران مقاومتي صورت گيرد، در اين فرورفتگي اين عضله قابل لمس مي باشد. همچنين اين عضله را موقعي كه وزن روي يك پا است بهتر مي توان لمس كرد. در اين حالت براي جلوگيري از افتادن لگن به سمت مقابل بشدت منقبض مي شود.
Trendelenburg sign (gait): در حالت عادي وقتي كه فرد روي يك پايش بايستد كنار بالايي هر دو Iliac crest در يك سطح قرار مي گيرد و عضلات Gluteus medius and minimus از افتادگي لگن جلوگيري مي كنند. ولي در صورت فلج يا ضعف عضلات مذكور يا دررفتگي مادرزادي در مفصل ران (Congenital dislocation of hip joint) و يا افزايش زاويه بين گردن و بدنه ران (Coax valga) دو Iliac crest در يك سطح قرار نمي گيرند و چنانچه روي پايي بايستيد كه عضله Gluteus medius and minimus آن فلج باشد Iliac crest همان پا بالاتر از پايي كه بالا نگه داشته مي شود، قرار مي گيرد. چنانچه عضلات طرف راست فلج شده باشند، در موقع راه رفتن فرد به طرف راست خم مي شود يا ساك يا كيفش را در سمت راست مي گيرد تا راحت تر راه برود.
عضلات پشت ران (Hamstring)
دوسر ران (Biceps femoris): با اعمال مقاومت در مقابل Flextion زانو مي توان آن را در سمت خارجي پشت ران لمس كرد و تاندون آن را در حالي كه به طرف سر Fibula مي رود، مشاهده كرد. اين عضله ضلع خارجي بالايي حفره رکبيPopliteal fossa)) را ايجاد مي كند.
نيمه وتری (Semitendinosus): بخش عضلاني آن سمت داخل سر بلند Biceps femoris در پشت ران قرار دارد و تاندون آن با اعمال مقاومت در مقابل Flextion زانو قابل لمس و مشاهده مي گردد. اين تاندون از تاندون هاي ديگر سمت داخل و پشت ران برجسته تر مي باشد و به راحتي مشاهده مي شود.
نيمه غشايی (Semimembranosus): اگر چه اين عضله ضخامت بيشتري از عضله قبلي دارد ولي به راحتي لمس نمي شود. در پايين، قسمت وسيعي از آن توسط Semitendinosus و در بالا توسط Adductor magnus پوشيده مي شود. تاندون آن ممكن است در پايين در طرفين تاندون Semitendinosus لمس شود. دو عضله اخير ضلع داخلي و بالايي حفره رکبي (Popliteal) را تشكيل مي دهند.
عضلات جلوي ساق
Tibialis anterior: قسمت عضلاني آن بلافاصله در سمت خارج كنار جلويي Tibia لمس مي شود. تاندون آن در جلو مچ پا در جلو و خارج قوزك داخلي و در داخل تاندون Extensor hallucis longus قابل لمس و مشاهده مي باشد. جهت بهتر مشخص شدن اين عضله و تاندون آن در حالي كه مفاصلInterphalangeal و Metatarsophalangeal خم مي باشد در مقابل Inversion و Dorsiflextion مقاومت ايجاد كنيد.
Extensor hallucis longus: قسمت عضلاني آن توسط عضلات جلوي ساق پوشيده مي شود ولي تاندون آن بلافاصله در خارج تاندون Tibialis anterior با اعمال مقاومت در مقابلHyperextension انگشت بزرگ پا (شست)قابل مشاهده و لمس مي گردد.
Extensor digitorum longus: قسمت عضلاني آن در ساق در خارج Tibialis anterior قابل لمس مي باشد. قسمت تاندوني آن در مچ پا با مقاومت در مقابل Extension انگشتان و Eversion در سمت خارج تاندون Extensor hallucis longus قابل مشاهده و لمس مي باشد. بين تاندون دو عضله اخير، عروق و اعصاب Anterior tibialis عبور مي كند. اين عضله در انتها به 4 تاندون براي چهار انگشت آخر تقسيم مي شود و مي توان تاندون هر انگشت را تا انتها تعقيب و لمس كرد.
Proneus tertius: به صورت تاندون كوچك از كنار خارجي Extensor digitorum longus جدا شده و به طرف سطح پشت قاعده متاتارس پنجم مي رود و قابل لمس مي باشد.
عضلات خارج ساق و پشت پا
Proneus longus: با مقاومت در مقابل Eversion و Plantar flexion در پشت قوزك خارجي و در پايين Proneal trochlea قابل لمس مي باشد. قسمت بطن عضلاني Proneus longus نيز پايين تر از سر Fibula ممكن است لمس شود.
Proneus brevis: با مقاومت در مقابل Eversion و Plantar flextion پا در پشت قوزك خارجي و نيز بالاي Proneal trochlea تا قاعده متاتارس پنجم قابل لمس باشد. اين تاندون مشخص تر از Proneus longus مي باشد. در بالاي قوزك خارجي جلوتر از تاندون Proneus longus قرار مي گيرد.
Extensor digitorum brevis: با اعمال مقاومت در مقابل Hyprextension مفاصل Metatarsophalangeal وInterphalangeal انگشتان، توده عضلاني در جلو قوزك خارجي به خوبي مشخص و قابل لمس مي گردد.
عضلات پشت ساق و كف پا
سه سر پشت ساق (Triceps surae):دارای سه سر می باشد:
1) Gastrocnemius: برجستگي عضلاني قسمت بالاي پشت بالاي ساق را تشكيل مي دهد و با مقاومت در مقابل Plantar flexion دو سر عضله به وضوح ديده و لمس مي شود. همچنين در موقع بلند شدن روي پنجه پا، راه رفتن، دويدن و چرخش مشاهده مي شود.
2) Soleus: عمدتا توسط عضله Gastrocnemius پوشيده مي شود ولي در بخش پايين ساق در طرفين عضله مذكور قابل لمس و مشاهده است. جهت مشاهده اين عضله، فرد بايد زانويش را خم كرده و در مقابل Plantar flexion پا مقاومت ايجاد نمايد. سه قسمت عضله مذكور با هم قويترين تاندون بدن يا تاندون آشيل (Calcaneal or Achilles tendon) را تشکيل مي دهند كه قابل لمس و مشاهده بوده به عنوان نشانه خوبي در آناتومي سطحي استفاده مي شود. اين تاندون با اينكه قوي مي باشد ولي در ورزشكارانی مثل تنيس بازان ممكن است پاره شود.
Tibialis posterior: با مقاومت در مقابل Inversion و Plantar flexion تاندون عضله در بالا و پايين و پشت قوزك داخلي قابل لمس و مشاهده مي باشد.
Flexor digitorum longus: وقتي مفاصل Metatarsophalangeal و Interphalangeal خم شوند، تاندون آن بلافاصله پايين تر از تاندون Tibialis posterior در پشت قوزك داخلي قابل لمس مي باشد.
Flexor hallucis longus: در پايين و پشت تاندون Flexor digitorum longus نبض شريان Posterior tibial لمس مي شود و با Flexion مفاصل Metatarsophalangeal و Interphalangeal اولين انگشت مي توان تاندون اين عضله را بلافاصله در پشت نبض شريان لمس كرده، همچنين تاندون اين عضله ممكن است در زيرSustentaculum tali هم قابل لمس باشد.
Abductor hallucis: چنانچه درمقابل دور كردن بند انتهايی(Distal) شست پاي فرد مقاومت ايجاد نماييد، در طرف داخلي پا ممكن است اين عضله را لمس كنيد.
رتيناكولوم و غلاف هاي سينوويال اطراف مفصل مچ پا
سه گروه عضلات ساق از سه طرف قوزك پا عبور مي كنند و توسط Retinaculum كه ضخيم شدهFascia مي باشد كنترل مي شوند و تاندونها توسط غشاء سينوويال (Synovial sheath) ازجهت جلوگيري از فرسايش تاندون ها بر روي رتنياکولوم ها و مفصل دو تاندون ها وجود دارند.
Flexor retinaculum: حدود 5/2 سانتي متر پهنا دارد و از قوزك داخلي به سطح داخلي پاشنه كشيده مي شود.
Peroneal retinaculum: از قوزك خارجي به پاشنه پا كشيده مي شود و دو قسمت بالايي و پاييني دارد كه پاييني آن به Inferior extensor retinaculumمتصل مي شود.
Extensor retinaculum: داراي دو قسمت است:
1) بالايی (Superior)، در بالاي مفصل مچ پا است و استخوان هاي Fibula و Tibia را به هم متصل مي كند.
2) پايينی (Inferior): به شكل Y مي باشد كه ساقه آن از پاشنه پا منشا مي گيرد و با Peroneal retinaculum امتداد مي يابد. شاخه بالايي آن به قوزك داخلي و شاخه پاييني آن به كف پا مي چسبد.
Synovial sheaths: هر تاندون غلاف سينوويال مخصوص به خود دارد، به استثناء تاندون هاي Peroneus tertius و Extensor digitorum longus كه با هم يك غلاف سينوويال مشترك دارند.
نواحي و فضاهاي اندام پاييني
Inguinal (Poupart’s) ligament (رباط مغبني): بين ASIS و Pubic tubercle قرار دارد. در پايين و خارج آن چين مغبني (Inguinal fold) قرار دارد اين رباط ممكن است به صورت يك نوار مقاوم در قسمت داخلي اين چين (شيار ) لمس شود.
Inguinal fold (چين كشاله ران): در اثر خم كردن ران ايجاد مي شود و به صورت مايل است و در سمت داخل نسبت به رباط مغبني 2 سانتي متر و در سمت خارج 4-3 سانتي متر پايين تر قرار مي گيرد.
مثلث راني (Femoral or Scarpa’s triangle): توسط Inguinal ligament در بالا، Sartarius در خارج و Adductor longus در داخل محدود مي شود محتوي عروق و اعصاب و رانی مي باشد. از نظر باليني اهميت زيادي دارد. باAbduction و Flexion و چرخاندن به خارج ران حدود اين مثلث مشخص مي شود.
نقطه مياني ناحيه مغبني (Midinguinal point): نقطه وسط بين ASIS و Symphysis Pubis مي باشد و محل عبور شريان راني مي باشد. حدود 25/1 سانتي متر (نيم اينچ) زير اين نقطه نبض شرياني Femoral به راحتي گرفته مي شود و به همين ميزان بالاي اين نقطه حلقه عمقي مجراي مغبني (Deep ring of inguinal canal) قرار مي گيرد.
سوراخ صافنوس (Saphenous opening): سوراخ بيضي شكل است كه وريد Great saphenous فاشياي ران را سوراخ كرده و به وريد راني مي ريزد. مركز اين سوارخ حدود 4 سانتي متر پايين تر و 4 سانتي متر خارج تر از Pubic tubercle مي باشد. قطر كوچك آن 2 و قطر بزرگ آن 5/2 سانتي متر طول مي باشد و به طرف پايين و خارج تمايل دارد. اين سوراخ در امتداد Femoral canal قرار دارد كه محل شايع فتق راني در زنان مي باشد.
حلقه راني (Femoral ring): در عمق رباط مغبني و به فاصله يک سانتي متر در طرف داخل نقطه Midinguinal قرار داشته و شروع مجراي راني(Femoral canal) مي باشد.
نقطه مياني رباط مغبني (Midpoint of inguinal ligament): نقطه مياني بين ASIS و Pubic tubercle مي باشد و محل عبور عصب راني مي باشد. اين نقطه يك سانتي متر خارج تر از Midinguinal point مي باشد.
ناحيه باسن (Buttock or Gluteal region): ناحيه اي تقريباً چهارگوش می باشد كه اضلاع آن عبارتند از:
الف) در داخل، شكاف تولدي (Natal cleft) دو باسن را از هم جدا مي كند و از حدود مهره سوم خاجي (S3) شروع شده و Coccyx و قسمت انتهاي Sacrum در كف آن قرار مي گيرد.
ب) در پايين، چين كفلي (Gluteal fold) در هر طرف به صورت خط عرضي است كه باسن را از پشت ران جدا مي كند. اين چين به علت Extension ايجاد مي شود و توسط كنار پاييني عضله Gluteus maximus تشكيل نمي گردد.
پ) در بالا، Iliac crest. در زاويه بالا و داخل آن فرورفتگي پوستي(Skin dimple) وجود دارد كه در محدوده اين فرورفتگي PSIS واقع مي شود.
ت) در خارج، خطي كه عمود از ASIS به طرف پايين مي آيد.
در وضعيت ايستاده، فرورفتگي كفلي (Gluteal depression) در زير قسمت مياني Iliac crest قرار دارد كه در قسمت جلويي پاييني اين فرورفتگي، Greater trochanter استخوان ران قابل لمس مي باشد.
Adductor or Hunter’s canal: در يک سوم مياني ران بلافاصله پايين تر از راس مثلث راني قرار دارد و در خارج به Vastus medialis و در عقب به عضلات Adductorمحدود مي شود و در جلو توسط Sartorius پوشيده مي شود. اين كانال حاوي عروق راني و عصب Saphenous مي باشد .
فرورفتگي هاي اطراف زانو:
1) فرورفتگي داخلي (Adductor depression): اين فرورفتگي بين Vastus medialis و Semitendinosus قرار مي گيرد. در عمق اين فرورفتگي Adductor tubercle و تاندون Adductor magnus قابل لمس مي باشد. اين فرورفتگي در موقعي كه زانو و مچ پا و انگشتان در مقابل مقاومت خم شوند، بهتر مشخص مي شود.
2) فرورفتگي خارجي: بين lateralis Vastus و تاندون Biceps femoris تشكيل مي گردد. بلافاصله در پشت lateralis Vastus نوار Iliotibial قرار داشته و در حالتي كه شخص دراز كشيده و پاشنه پا اندکي با سطح زمين فاصله دارد با كمي خم كردن زانو، اين فرورفتگي به صورت يك شيار مشخص مي شود.
حفره ركبي (Popliteal fossa): فضاي لوزي شكلي است كه در پشت زانو واقع شده است. اضلاع بالايي آن در داخل Semitendinosus و Semimembranosus و در خارج Biceps femoris و اضلاع پاييني آن توسط سرهاي داخلي و خارجيGastrocnemius تشكيل مي شود. وريد Small saphenous و عصب Sural در سطح آن عبور مي كنند. Tibial nerve، Popliteal artery و Popliteal vein به ترتيب از سطح به عمق از محتويات اين حفره مي باشند. كناره هاي اين حفره به راحتي لمس و مشاهده مي شوند (شريان از همه عمقی تر است).
اعصاب اندام پاييني (Nerves of the Lower Limb)
اعصاب اندام پاييني نسبت به اعصاب اندام بالايي عمقي تر مي باشند و كمتر در دسترس مي باشد. با اين وجود مسير اعصاب مهم اندام پاييني در ذيل آورده مي شود.
عصب جلدی خارجی ران(Lateral cutaneous nerve of thigh): شاخه مستقيم از شبكه كمري است. مسير آن در شكم خطي است كه از پنج سانتي متر خارج ناف شروع شده و از نزديكيASIS عبور مي كند. در اين نقطه از پشت يا از درون Inguinal ligament عبور كرده و سپس Fascia را سوراخ كرده، سپس به دو شاخه جلويي و پشتي تقسيم شده كه به خارج و جلو ران تا زانو را عصب مي دهند و در شبكه عصبی اطراف زانو شركت مي كنند. در مواقعي كه اين عصب از درون Inguinal ligament عبور مي كند، ممكن است تحت فشار قرار گرفته و باعث سوزش و كرختي قسمت خارجي ران شود كه به اين حالت Meralgia Parasthetica مي گويند. با عمل جراحي بايستي عصب را از درون رباط مذكور بيرون آورد.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست قسمت خارجي نيمه مياني ران.
محل بي حس كردن عصب: نزديك ASIS و منشاء Sartorius.
عصب تناسلی رانی (Genitofemoral nerve): از سطح جلويي Psoas major خارج شده و به دو شاخه Femoral و Genital تقسيم مي شود. شاخه Genital (تناسلی) آن پس از خروج از حلقه سطحي مغبنی(Superficial inguinal ring) به عضله Cremaster و پوست بيضه و ناحيه مجاور آن از ران عصب مي دهد. شاخه Femoral (رانی) همراه شريان هاي ايلياك خارجي و راني و در كناره خارجي آن از پشت Inguinal ligament عبور مي كند و به پوست روي مثلث ران عصب مي دهد. جهت بررسي قطعات اول و دوم كمري (L1-L2) و همچنين بررسي پايين آمدن بيضه از شكم و قرار گرفتن آن در پوست بيضه (Scrotum) در نوزاد پوست روي مثلث ران را تحريك كنيد. در اين حالت انقباض رفلكسي عضله Cremaster باعث بالا رفتن بيضه مي شود. به اين تست Cremasteric reflex مي گويند.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست مثلث ران.
محل بي حس کردن عصب: اين عصب عمقي مي باشد ولي در خارج نبض شريان راني و در Midpoint of inguinal ligament ماده بي حسي تزريق مي شود. در اين حالت عصب راني نيز بي حس مي گردد.
عصب ابتوراتور يا سدادی(Obturator nerve): در Intertubercular plane در فاصله 5 سانتي متري خط مياني شروع و به صورت عمودي پايين مي آيد تا به سطح ASIS برسد. سپس به طرف پايين و داخل مي رود و به حد 5/2 سانتي متري خارج Pubic tubercle مي رسد. اين عصب عمقي بوده و به قسمت داخل و بالاي ران عصب مي دهد.
چگونگي تست: تحريك پوست قسمت داخل و بالاي ران.
عصب رانی (Femoral nerve): جهت تعيين مسير آن نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) نقطه مياني Inguinal ligament يا پهناي يك انگشت (5/2-5/1 سانتی متر) در خارج نبض شريان راني.
ب) 3-5/2 سانتي متر زير نقطه الف. در اين نقطه به شاخه هاي عضلاني و پوستي تقسيم مي شود كه مهمترين شاخه پوستي آن عصبSaphenous مي باشد.
چگونگي تست عصب:
1) تحريك پوست جلو ران، داخل ساق و روي قوزک داخلي.
2) Patellar reflex يا Knee jerk كه با زدن چكش به Patellar ligament علاوه بر تست عصب، قطعات دوم، سوم و چهارم كمري (L2-L4) نيز تست مي شود.
عصب صافنوس (Saphenous nerve) : بزرگترين شاخه حسي عصب راني است كه در مثلث راني شروع شده و در مجاورت عضله Sartorius قرار مي گيرد. در بالا و كناره پشتي كنديل داخلي ران سطحي مي گردد. اگر خطي از پشت كنديل داخل ران به جلو قوزك داخلي بكشيد، مسير اين عصب را در ساق مشخص كرده ايد. در مسيرش همراه وريد Great saphenous قرار مي گيرد.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست داخل ساق وروي قوزك داخلي.
محل بي حس كردن عصب: در نقطه مياني Inguinal ligament..
عصب جلدی پشتی ران(Posterior cutaneous nerve of thigh): هم مسير عصب سياتيك ولي كمي داخل آن قرار مي گيرد.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست پشت ران يا حفره پشت زانو (Popliteal fossa).
مكان بي حس کردن عصب: كمي پايين نقطه مياني Gluteal fold.
عصب سياتيک (Sciatic nerve): براي تعيين مسير آن نقاط زير را به هم متصل كنيد:
الف) 5/2 سانتي متر خارج نقطه مياني بين PSIS و Ischial tuberosity.
ب) كمي داخل نقطه مياني بين Greater trochanter وIschial tuberasity.
پ) راس Popliteal fossa يا محل اتصال يک سوم مياني و پاييني ران.
در راس حفره Popliteal به دو شاخه خارجي يا Common peroneal و داخلي يا Tibial تقسيم مي شود كه اين تقسيم در بالاتر و يا حتي در لگن ممكن است صورت بگيرد. در قسمت اول در ناحيهGluteal، ممكن است در اثر تزريقات داخل عضلاني يا در رفتگي پشتي مفصل ران يا در موارد جراحي روي مفصل ران آسيب ببيند. در تزريقات عمدتا قسمت Common peroneal آن آسيب مي بيند. در وسط پشت ران بلافاصله پس از خروج از زير Gluteus maximus سطحي شده و فقط توسط پوست و فاشيا پوشيده مي شود. همچنين در فتق ديسك هاي كمري نيز ممكن است به شاخه هاي عصب سياتيك فشار وارد شود و علائم تير كشيدن درد به پشت ران و از زانو به پايين مي شود.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست سمت خارج ساق، كف پا و پشت پا، خم و يا راست كردن مچ پا.
محل بي حس کردن يا تحريك الكتريكي: كمي زير نقطه مياني Gluteal fold.
عصب درشت نی ای يا تی بيال (Tibial nerve): نقاط زير را به هم متصل كنيد:
الف) راس بالايي حفره Popliteal يا محل اتصال يک سوم پاييني و دوسوم بالايي پشت ران.
ب) نقطه مياني پشت ساق در سطح Tibial tuberosity.
پ) نقطه مياني بين پاشنه و قوزك داخلي.
در اين نقطه (پ) سطحي بوده و يك سانتي متر پشت نبض شريان Posterior tibial قرار مي گيرد.
چگونگي تست عصب:
1) تحريك پوست پاشنه پا و پشت ساق.
2) انجام Plantar flexion..
3) Achille’s tendon reflex.
مكان بي حسي عصب:
1) بي حسي عصب سياتيك.
2) يك سانتي متر پشت نبض Posterior tibial.
عصب سورال (Sural nerve): نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) زاويه پاييني حفره Popliteal.
ب) فاصله بين قوزك خارجي و پاشنه. در مسيرش همراه وريد Small saphenous مي باشد.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست قسمت پايين و پشت ساق و پوست كنار خارجي پا.
مكان بي حسي عصب:
1) راس پاييني حفره Popliteal
2) در فاصله بين قوزك خارجي و پاشنه. در هر دو مكان بايد مراقب بود كه سوزن وارد Small saphenous vein نگردد.
Common peroneal nerve: نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) راس بالايي حفره Popliteal و محل اتصال يک سوم پايينی و دوسوم بالاي پشت ران.
ب) گردن Fibula (حدود يك سانتي متر پايين راس Fibula). در اين مسير عصب در كناره داخلي تاندونBiceps femoris قرار مي گيرد و حدود 4 سانتي متر زير راس Fibula زير پوستي مي شود و مي توان آن را لمس كرد. اين عصب در دررفتگي مفصل ران به سمت پشت، تزريقات ناحيه باسن، شكستگي گردن Fibula، گچ گرفتگي ساق و هيمن طور به دليل بكار بستن نادرست وسايل ثابت نگه داشتن ساق (Splint) ممكن است آسيب ببيند كه در اين حالت مچ پا مي افتد(Foot drop). در هنگام راه رفتن نوك انگشتان فرد روي زمين كشيده مي شود به اضافه اينكه به سمت داخل مي چرخد و به صورت Plantar Flexionدر مي آيد و حالتي ايجاد مي كند كه به آن Equinovarus مي گويند.
چگونگي تست عصب:
1) تحريك پوست قسمت مياني پشت پا.
2) انجام عمل Dorsi flexion پا.
3) انجام Eversion پا.
مكان بي حسي يا تحريك الكتريكي عصب: گردن Fibula..
Deep peroneal nerve: نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) روي گردن Fibula.
ب) 5 سانتي متر پايين نقطه بين سر Fibula وTibial tuberosity.
پ) نقطه مياني بين دو قوزك.
ت) فضاي اول بين انگشتان که در اين نقطه سطحي مي شود.
از نقطه ب به بعد در سمت خارج شريان Anterior tibial قرار مي گيرد.
چگونگي تست عصب:
1) تحريك پوست فضاي اول بين انگشتان در پشت پا.
2) انجام Dorsiflexion.
محل تحريك الكتريكي پا بي حس کردن عصب: گردن Fibula.
Superficial peroneal nerve: نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) گردنFibula.
ب) روي كنار جلويي Peroneus longus بين يک سوم مياني و پاييني ساق. در نقطه ب Fascia را سوارخ كرده وسطحي مي شود.
چگونگي تست عصب:
1) تحريك پوست پشت پا بجز فضاي اول پشت پا.
2) انجام عمل Eversion.
محل تحريک الكتريكي يا بي حس کردن عصب: گردن Fibula.
Medial plantar nerve: نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) نقطه مياني بين كناره داخلي تاندون آشيل و كناره پشتي قوزك داخلي.
ب) Tuberosity of navicular، در راستاي شكاف بين اولين و دومين انگشت پا در كف پا.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست 5/3 انگشت داخلي كف پا.
Lateral plantar nerve: نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) نقطه مياني بين كناره پشتي قوزك داخلي و كنار داخلي تاندون پاشنه پا (Achille’s tendon).
ب) 5/2 سانتي متر داخلTuberosiby پنجمين متاتارس در كف پا.
پ) اولين فضاي بين متاتارسي در كف پا. فاصله بين نقاط ب و پ مسير شاخه عمقي عصب مذكور را نشان مي دهد.
چگونگي تست عصب: تحريك پوست 5/1 انگشت خارجي در كف پا.
عصب گيري پوست اندام پاييني
ناحيه باسن: در بالا و خارج توسط اعصاب Subcostal و Iliohypogastric، در داخل توسط شاخه هاي پشتي اعصاب پايين كمري و بالايي خاجي، در پايين توسط Posterior cutaneous nerve of thigh.
پشت ران و حفره Popliteal: توسط Posterior cutaneous nerve of thigh.
خارج ران: توسط Lateral cutaneous nerve of thigh.
داخل ران: از بالا به پايين توسط اعصاب Ilioinguinal، Obturator و Femoral.
جلوي ران: توسط شاخه هايMedial and Intermediate cutaneous nerves of thigh از عصب ران.
داخل ساق روي قوزك داخلي و كنار داخلي پا توسط Saphenous nerve.
خارج ساق: در بالا توسط Lateral cutaneous nerve of calf و در پايين ساق و پشت پا بجز فضاي اول توسط Superficial peroneal nerve.
فضاي اول بين انگشتان در پشت پا توسط Deep peroneal nerve.
پشت ساق و كنار خارجي پا توسط Sural nerve.
پاشنه پا توسط Tibial nerve.
5/3 انگشت داخلي و پوست مقابل آن از كف پا بجز پاشنه توسط Medial plantar nerve و 5/1 انگشت خارجي وپوست مقابل آن از كف پا بجز پاشنه از Lateral plantar.
درماتوم های اندام پايينی (Dermatomes of Lower limb): درماتوم در اندام پاييني به علت چرخش هاي زمان جنيني به سادگي اندام بالايي نيست.
جلو ران را ازبالا به پايين به سه قسمت تقسيم كنيد. ناحيه بالا كه زير كشاله ران است توسط اولين قطعه نخاع كمري (L1) و پوست روي زانو توسط (L3) و ناحيه وسط بين اين دو توسط (L2) عصب مي گيرد.
در ساق: قسمت Anteromedial آن و قوزك داخلي توسط (L4)، قسمت Anterolateral و انگشت بزرگ پا (اول ) توسط (L5).
انگشت كوچك (پنجم) پا توسطS1.
قسمت بالاي پشت ساق و حفره Popliteal و پشت ران: توسط S2.
پوست Gluteal fold: در داخل توسط S3 و اطراف مقعد توسط S4.
تزريقات داخل عضلاني در اندام پاييني
تزريقات اندام پاييني عمدتا در ناحيه باسن و در سمت خارج ران است.
1) دربچه هاي زير دو سال به علت عدم رشد كافي ناحيه باسن و احتمال آسيب به عصب سياتيك، تزريق در قسمت خارجي يک سوم مياني ران صورت مي گيرد.
2) در ناحيه زير Greater trochanterدر خارج ران كه اين ناحيه جهت تزريق فرد به خويش مثل تزريق انسولين براي ديابتي ها مكان خوبي مي باشد.
3) ناحيه باسنregion) (Glutealناحيه معمول تزريقات داخل عضلاني مي باشد ولي در اين ناحيه تزريق به داخل عصب سياتيك و يا اعصاب و عروق اين ناحيه و حتي خرابي سياتيك وجود دارد. جهت تعيين محل تزريق يكي از روشهاي زير را انتخاب كنيد:
الف) يک چهارم بالايي و خارجيGluteal region.
ب) انگشت اشاره را روي ASIS وانگشت مياني را بر روي Iliac crest قرار دهيد. فاصله بين اين دو انگشت مكان مناسبي جهت تزريق مي باشد (زير Iliac crest در پشت ASIS).
پ) جلوي خطي كه PSIS و Greater trochanterرا به هم وصل می كند.
شريان هاي اندام پاييني (Arteries of lower limb)
شريان سرينی بالايی (Superior gluteal artery): در محل اتصال يک سوم مياني و بالايي خطي كه PSIS را به Greater trochanter وصل مي كند، وارد ناحيه باسن مي گردد.
شريان سرينی پايينی (Inferior gluteal artery): حدود دو سانتي متر خارج تر از وسط خطي كه PSIS رابه هم وصل مي كند وارد ناحيه باسن مي شود.
شريان رانی (Femoral artery): جهت تعيين مسير سطحي شريان نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) Midinguinal point در ادامه شريانExternal iliac.
ب) محل اتصال يک سوم پاييني و مياني خطي كه نقطه الف را به Adductor tubercle وصل مي كند.
نيمه بالايي شريان در مثلث راني و نيمه پاييني در داخل Adductor canal قرار دارد. در مثلث راني، عصب راني در خارج آن و وريد راني در داخل آن قرار مي گيرد. در اين ناحيه مي توان نبض شريان را گرفت يا جهت جلوگيري از خونريزي شريان را تحت فشار قرار داد. جهت لمس راحت تر نبض شريان، بهتر است كه ساق پاي مربوطه را روي زانوي پاي مقابل بيندازيد. اين شريان جهت گذاشتن لوله داخل شريان (Catheter)، جهت آنژيوگرافي (Angiography) شريان ها بسيار زياد مورد استفاده قرار مي گيرد.
شريان عمقی ران(Profunda femoris artery): 5/3 سانتي متر پايين تر از نقطه Midinguinalاز شريان راني جدا مي شود. ابتدا كمي به طرف پايين و خارج مي رود و سپس به طرف پايين و داخل مي آيد و به نقطه ديگري روي شريان راني در فاصله 10 سانتي متري نقطه Midinguinal مي رسد.
شريان پشت زانويی يا رکبی (Popliteal artery): جهت تعيين مسير سطحي اين شريان نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) 5/2 سانتي متر داخل راس بالايي حفره Popliteal(محل اتصال دو سوم بالايي و يک سوم پاييني پشت ران).
ب) قسمت مياني پشت زانو (بين دو كنديل ران).
پ) نقطه مياني خط افقي در پشت ساق كه هم سطح با Tibial tuberosity مي باشد. در اين نقطه (پ) به دو شاخه انتهايی خود تقسيم مي گردد.
اين در 5 سانتي متري زير كنار بالاييTibia با هم سطح Tibial tuberosity مي باشد. اگر زانو خم شود، نبض شريان Popliteal را مي توان در پشت كناره بالاييTibia لمس كرد. در اين نقطه مي توان جهت جلوگيري از خونريزي، شريان را تحت فشار قرار دارد. بعلاوه در صورت لزوم مي توان فشار سنج خون را روي ران بست و گوشي را روي نبض شريان Poplitealقرار دارد و فشار خون را ندازه گرفت. لازم به ذكر است فشار خون اندام پاييني معمولاً از فشارخون اندام بالايي بيشتر است.
شريان درشت نی جلويی (Anterior tibial artery): چنانچه نقاط زير را به هم وصل كنيد مسير سطحي اين شريان بدست مي آيد:
الف) نقطه مياني بين گردن Fibula و Tibial tuberosity.
ب) نقطه مياني بين دو قوزك. در نقطه ب مي توان نبض شريان مذكور را لمس كرد. در اينجا بين تاندون هاي Extensor digitorum longus و Extensor hallucis longus قرار مي گيرد. عصب Deep peroneal در خارج اين شريان قرار مي گيرد. بررسي نبض اين شريان و شريان پشت پايي جهت بررسي گردش خون اندام پاييني در بيماران ديابتي و پير به صورت معمول انجام می شود.
شريان پشت پايی (Dorsalis pedis artery): جهت شناخت مسير سطحي آن نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) نقطه مياني بين قوزك ها.
ب) انتهاي Proximal اولين فضاي بين متاتارسها.
نبض شريان را مي توان در اين ناحيه در خارج تاندون Extensor hallucis longus، روي استخوان هاي Cunieform و در خارج قاعده اولين متاتارس لمس كرد. گاهي از اين شريان به جاي شريان راديال جهت گذاشتن لوله داخل رگ (Catheter) استفاده مي كنند.
شريان درشت نی پشتی (Posterior tibial artery): نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) نقطه مياني خط افقي كه درپشت ساق هم سطح با Tibial tuberosity رسم مي شود.
ب) نقطه مياني بين كناره تاندون پاشنه پا (Achille’s tendon) و كناره پشتي قوزك داخلي.
در نقطه ب مي توان نبض شريان را لمس كرد يا جهت جلوگيري از خونريزي، شريان را تحت فشار قرار داد. جهت بهتر لمس كردن نبض شريان بهتر است كه پا در وضعيت Dorsiflextion و Eversion باشد.
Peroneal artery: در پشت ساق از ابتداي شريان Posterior tibial جدا شده، در طرف خارج شريان Posterior tibial و تقريباً به موازات آن پايين مي رود و عمقي مي باشد.
شريان کف پايی داخلی(Medial plantar artery): نقاط زير را به هم وصل كنيد تا مسير سطحي شريان بدست آيد:
الف) نقطه مياني بين كناره داخلي تاندون پاشنه پا (آشيل) و كناره پشتي قوزك داخلي.
ب) دور از استخوان Navicular و در راستاي شكاف بين اولين و دومين انگشت پا (حدود وسط پاشنه پا و قاعده شست).
شريان کف پايی خارجی (Lateral plantar artery): با وصل كردن نقاط زير به هم، مسير سطحي اين شريان مشخص مي شود.
الف) نقطه مياني بين كناره پشتي قوزك داخلي و كناره داخل تاندون آشيل (Calcaneal tendon).
ب) 5/2 سانتي متر در طرف داخلTuberosity پنجمين متاتارس.
قوس شريانی کف پايی (Plantar arch): از به هم پيوستن شريان هاي Lateral plantar و Dorsalis pedis بوجود مي آيد. مسير آن با وصل نقاط زير بدست مي آيد:
الف) 5/2 سانتي متر در طرف داخل Tuberosity پنجمين متاتارس.
ب) قاعده اولين فضاي بين متاتارس ها.
مسير اين شريان كمي به طرف جلو تحدب دارد.
وريدهاي اندام پاييني (Veins of the lower limb)
وريدهاي اندام پاييني از نظر باليني اهميت خاصي دارند زيرا جهت تزريقات مورد استفاده قرار مي گيريد. همچنين به علت اينكه وريد هاي اندام پاييني خون را برخلاف جهت جاذبه زمين به طرف قلب منتقل مي كنند، ممكن است ركود(Stasis) خون در وريدهاي عمقي ايجاد شود كه اين حالت خصوصاً پس از بي حركتي طولاني مثلاً انسداد اعمال جراحي و بستري شدن طولاني مدت بيمار صورت مي گيرد. Stasis خون ممكن است سبب لخته(Thrombosis) بشود. لخته نه تنها باعث انسداد گردش خون در وريد مي شود، بلكه ممكن است لخته از وريد كنده شده و وارد گردش خون شرياني ريوي يا عمومي شود و جلوي يك رگ را بگيرد و عوارض بسيار شديد ريوي و عرقي و حتي مرگ بشود. بنابراين، توصيه مي شود كه بيماران به مدت طولاني در بستر نباشند و بعد از اعمال جراحي و يا بيماري هايي كه بيمار نمي تواند راه برود، پاي بيمار به طورActive توسط خود بيمار يا Passive توسط ديگران (مثل پرستاران و فيزيوتراپيست ها) حركت داده شود تا از اين عارضه مرگبار جلوگيري شود.
وريدهاي اندام پاييني از نظر واريس (Varicose) نيز بسيار اهميت دارند. به طور معمول خون از وريدهاي سطحي توسط وريدهاي ارتباطي (Communicating) به وريدهاي عمقي تخليه مي شوند. اين وريدهاي ارتباطي داراي دريچه بوده كه جريان خون از طريق وريدهاي سطحي به طرف وريدهاي عمقي را كنترل كنند. چنانچه فشار وريدهاي عمقي (مثلاً به علت ايستادن زياد يا انسداد مكانيكي در سر راه وريد) افزايش يابد باعث خرابي دريچه هاي وريدهاي ارتباطي مي شود. در نتيجه خون به وريدهاي سطحي پس مي زند و وريدهاي سطحي متسع مي شوند كه به اين حالت واريس (Varice = Varicose) گويند. وريدهاي برجسته در زير پوست با لباس تماس يافته و ممكن است زخم شده و خونريزي و درد ايجاد كند. جهت درمان معمولاً وريدهاي ارتباطي را مي بندند.
مسير وريدهاي عمقي مشابه شريان ها مي باشند ولي مسير وريدهاي سطحي در ذيل آمده است:
قوس يا شبكه وريدي پشت پا (Dorsal venous arch or network): از فضاي بين متاتارس ها، وريدهايی شروع مي شوند كه اين وريدها به هم پيوسته و قوس وريدي پشت پا را تشكيل مي دهند.
وريد صافنوس كوچك (Small or short saphenous vein): از سمت خارج قوس وريدي پشت پا شروع مي شود. سپس از فاصله بين قورك خارجي و تاندون آشيل طي مسير كرده و پس از سوراخ كردن Deep fascia در وسط حفره Popliteal وارد Popliteal vein مي گردد. اين وريد در مسيرش همراه Sural nerve مي باشد.
وريد صافنوس بزرگ (Great saphenous vein): بلندترين وريد بدن است. از سمت داخل قوس وريدي پشت پا شروع مي شود. سپس در فاصله 5/2 سانتي متري جلوي قوزك داخلي پا عبور مي كند. پس از طي مسير سطح داخليTibia، از پشت كنديل هاي داخلي Tibia وFemor عبور کرده و در مسيرش در پشت عصب Saphenaus قرار مي گيرد. در زانو به اندازه پهناي يك كف دست (10 سانتي متر) عقب كناره داخلي Patella قرار مي گيرد. در ران در كناره پشتي عضله Sartorius طي مسير کرده و در انتها در ناحيه Saphenous opening وارد Femoral vein مي شود. اين وريد، وريدهاي سطحي ناحيه تناسلي (Superficial external pudendal)، پايين شكم (Superficial epigastric) و ستيغ ايلياك (Superficial circumflex iliac) را دريافت مي كند. به طور مشخص جهت تعيين مسير سطحي اين وريد نقاط زير را به هم وصل كنيد:
الف) 5/2 سانتي متر جلوي قوزك داخلي.
ب) پشت كنديل Tibia.
پ) Adductor tubercle.
ت) Saphenous opening.
اين وريد در قسمت زيادي از مسيرش همراه عصب Saphenous مي باشد. اين وريد در ناحيه قوزك داخلي جهت Cutduwn مورد استفاده قرار مي گيرد. وريدهاي صافنوس جهت پيوند عروق مثلاً در قلب ((Coronary bypass) مورد استفاده قرار مي گيرند.
لنف اندام پاييني (Lymph of the lower limb)
به طور استاندارد لنفاتيك هاي عمقي مسير شريان ها و لنفاتيك هاي سطحي مسير وريدهاي سطحي را دنبال مي كنند. تخليه اصلي لنف در پا، از پشت پا شروع مي شود. بنابراين، مسير وريدهاي صا فنوس كوچك و بزرگ را تعقيب مي كند. لنف قسمت خارج پا و پشت ساق وارد Popliteal lymph nodes شده و از اينجا وارد Deep inguinal lymph nodes در ناحيه كشاله ران مي شوند. لنف قسمت داخلي پا و مسير وريد صافنوس بزرگ، مستقيما به گره هاي لنفاوي سطحي ناحيه كشاله ران(Superficial inguinal lymph nodes) تخليه مي شوند. اين گره ها، لنف ناحيه ميان دو راه (Perineum) و قسمت پايين شكم را نيز دريافت مي كنند. اين گره های لنفاوي در حالت طبيعي نيز ممكن است قابل لمس باشند. درد و تورم در اين گره ها ممكن است نشان دهنده عفونت يا بدخيمي در هر قسمت از مسير تخليه لنفاوي باشد.